به گزارش سارنا به نقل از فارس، در میدان تقابل حق و باطل، گاهی دشمن با هیاهو، قدرتنمایی و صفآرایی گسترده ظاهر میشود، چنانکه انسان تصور میکند پیروزی از آن قدرتهای ظاهری است. اما آیات ۶۲ تا ۸۳ سوره ص پرده را از یک حقیقت مهم کنار میزند.ریشه بسیاری از دشمنیها همان روحیهای است که نخستینبار در ابلیس ظهور کرد، تکبر، نافرمانی و سرپیچی در برابر فرمان خدا. این آیات نشان میدهند که دشمن هرچند خود را بزرگ ببیند، در برابر عظمت الهی چیزی جز موجودی ناتوان و شکستپذیر نیست.
دشمنی که از جهنم آغاز میشود
آیات ابتدا تصویری از اهل جهنم ارائه میکنند، جایی که اهل باطل در میان آتش به جدال و نزاع با یکدیگر میپردازند. کسانی که در دنیا در کنار هم بودند و یکدیگر را به گمراهی میکشاندند، آنجا به دشمن هم تبدیل میشوند.
پیروان، رهبران گمراه را مقصر میدانند و رهبران نیز از مسئولیت شانه خالی میکنند.این صحنه یک حقیقت مهم را آشکار میکند، اینکه اتحاد جبهه باطل حقیقی نیست. آنچه آنان را کنار هم جمع میکند ایمان و حقیقت نیست، بلکه منافع مشترک و خواستههای نفسانی است. تا زمانی که منفعت وجود دارد، همراهی هست، اما هنگام حسابرسی، همین همراهان به دشمن هم تبدیل میشوند.در نگاه تفسیری، قرآن میخواهد نشان دهد که مسیر دشمنی با حق، هرچند در ظاهر قدرتمند به نظر برسد، پایان آرام و امنی ندارد. دشمنی با حقیقت سرانجام به فروپاشی درونی میرسد.
قدرتی که در برابر خدا هیچ است
یکی از مهمترین پیامهای این بخش از سوره ص، کوچک بودن قدرت دشمن در برابر قدرت خداوند است. ابلیس در این آیات با غرور سخن میگوید و اعلام میکند که انسانها را گمراه خواهد کرد، گویی خود را صاحب قدرتی مستقل میداند. اما پاسخ الهی مرز واقعی توان او را مشخص میکند.ابلیس هرگز قدرت مطلق ندارد. او تنها میتواند وسوسه کند، دعوت کند و مسیر را بیاراید، اما توان اجبار ندارد. خداوند نیز تصریح میکند که بندگان خالص از سلطه او در اماناند.
این پیام برای همه دورانهاست. گاهی دشمنان حق چنان سخن میگویند که گویا سرنوشت ملتها، جوامع و انسانها در دست آنان است، ابزار رسانه، ثروت، قدرت نظامی یا فشار سیاسی را نشانه اقتدار مطلق خود میدانند. اما قرآن نگاه دیگری ارائه میدهد، هیچ قدرتی بیرون از اراده الهی استقلال ندارد.فرعونها، نمرودها و طاغوتهای تاریخ نیز روزگاری خود را شکستناپذیر میدیدند، اما تاریخ نشان داد که قدرتهای ظاهری، اگر از حق جدا شوند، ماندگار نخواهند بود.
آغاز دشمنی از تکبر بود
بخش پایانی آیات، به ماجرای اصلی بازمیگردد، جایی که خداوند از ابلیس میپرسد که «چه چیز تو را از سجده بر آنچه با دست قدرت خود آفریدم بازداشت؟ آیا تکبر کردی یا از آن برتر بودی؟»مشکل ابلیس ناآگاهی نبود. او خدا را میشناخت، قیامت را باور داشت و حتی با خدا سخن میگفت، اما بیماری اصلی او تکبر بود. او حاضر نبود در برابر فرمان خدا سر تسلیم فرود آورد. در حقیقت، نخستین دشمنی با انسان از همین نقطه آغاز شد، از نافرمانی در برابر خدا.
اگر رفتار دشمنان امروز را بررسی کنیم، شباهت عجیبی میان آنان و ابلیس دیده میشود. همان روحیه خودبرتربینی، همان سرپیچی از حق، همان تلاش برای گمراهکردن دیگران و همان اصرار بر ادامه مسیر باطل.دشمنان حق در طول تاریخ اغلب مشکل علمی نداشتهاند، بسیاری حقیقت را میشناختند، اما منافع، غرور و تکبر مانع پذیرش حق میشد. قرآن نشان میدهد ریشه بسیاری از انحرافات بیرونی، بیماری درونی استکبار است.
سرانجام دشمن، وعدهای قطعی خداست
پایان این آیات دربردارنده یک هشدار و یک امید است، هشدار برای کسانی که مسیر ابلیس را انتخاب میکنند و امید برای کسانی که در جبهه حق میمانند.ابلیس راه دشمنی را انتخاب کرد و نتیجه آن، رانده شدن از رحمت الهی بود. هر جریانی نیز که همان مسیر را طی کند، در حقیقت در حال تکرار همان سرنوشت است. شاید جبهه باطل مدتی میدانداری کند، اما قرآن تأکید میکند که قدرتش محدود و پایانش شکست است.
پیام این آیات روشن است، اینکه دشمن هرقدر بزرگ دیده شود، در برابر عظمت خدا ناچیز است و هر دشمنی که از تکبر و نافرمانی برخیزد، سرانجام به همان فرجام ابلیس خواهد رسید دوری از رحمت و سقوطی که از درون آغاز میشود.


نظر بدهید